
با 2 کیفیت متفاوت ...
نوشته شده توسط حجت در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 7:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
علایم عاشق شدن مردها
ژست
دستش را به طرف گلويش برده و كراوات خود را صاف ميكند
يقه اش را ميزان ميكند
گرد و غبار فرضي روش شانه هايش را ميتكاند
آستين، پيراهن و لباسهاي ديگر خود را مرتب و صاف ميكند
موهايش را مرتب ميكند
قلاب كردن شست در كمربند
7- اين عمل به معناي ابراز و بيان قدرت و صلابت مردانگي بوده و فرد سعي در نشان دادن قدرت و توانگري خود ميكند.
حالت بدن
وضعيت بدن يك نشانه است، اگر او علاقمند باشد، به سمت شما قرار خواهد گرفت. اگر در حال نشستن پايش به سـمت شما اشاره نمايد، اين يك علامت خوب خواهد بود.
خيره شدن
خيره شدن به شما حتي چند ثانيه بيشتر از حد لزوم، همراه گشاد كردن چشم ها به معناي نشان دادن چراغ سبز است.
نگاه معني دار
دست به كمر ايستادن
اين حالت ايستادن براي بزرگتر جلوه نمودن و ابراز آمادگي براي گرفتاري و درگيري است
نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
|
مراحل تکامل عشق |
|
|
نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:36 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم 
نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:14 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

جهنم سرگردان
شب را نوشيدهام .
وبر اين شاخههاي شكسته ميگريم.
مرا تنها گذار
اي چشم تبدار سرگردان!
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پرپر كنم.
نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
دشت خواب با كوه هاي
آبي ، نه شعري نه
ميلادي
طلوعي بود كه مغربش
گريه ميكرد
ستاره ها دل نداشتند كه
بخوابند
سوخته حتي خاكستر دشت
ستون ستون، حرمت ِ
احساس بي ريشه گي
قدم قدم، درد ِ بي
همخونان
بغض بغض زجر ِ من بودن
نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
اگر لذت ترك لذت بداني
دگر شهوت نفس لذت نخواني
برگرفته از:http://www.loo3.com
نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

گفتی سالهای سرسبز صنوبر را فدای فصل سرد فاصله ی مان نکن
من سکوت کردم ...
گفتی یک پلک نزده ، پرنده ای پندارمت که از بام خیال تو خواهد پرید
من سکوت کردم ...
گفتی هیچ ستاره ایی دستاویز تو در این سقوط بی سرانجام نخواهد شد
من سکوت کردم ...
گفتی دوری دستها و همکناری دلها تنها راه رها شدن است
من سکوت کردم...
گفتی قول می دهم هرازگاهی چراغ یاد تو را در کوچه ی بی چنار و چلچله روشن کنم
من سکوت کردم ...
گفتی سکوت همیشه علامت همسویی ما بود! من سکوت کردم...
سکوت کردم
- اما -
دیگر نگو که :
هق هق ناغافلم را از آنسوی صراحت سیم و ستاره نشنیدی ...
نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:5 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.
نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 9:58 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عشق یعنی مستی دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی![]()
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر![]()
عشق یعنی سر به دار اویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن![]()
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن ![]()
نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 9:53 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

نفس باد پر از بوی تو بود
تو كه از رهگذر آينهها میگذري
تو كه رواندازت
ململ نقرهای مهتاب است
تو كه در چشمكِ پرشيطنت ستاره پنهان بودی
هرچه میخواست خدا
آن بودی
تو كه میخنديدی
قفلها وامیشد
باغ پيدا میشد
هرچه خط بود به مهمانی دريا میرفت
خزه دريا میشد
وكتاب
كه فرو میمرد
از دانش بیحاصل خويش
به سرانگشتِ مسيحای تو بينا میشد
حرف تو است
تو كه میخنديدی
سبد بخشش خورشيد پر از سيب طلايی میشد
من همه ما
ما همه من
من پر از وسوسهی بی من و مايی میشد
حرف تو است
تو كه از رهگذر آينهها میگذري...
شاعر: مريم مشرّف
از كتاب: ساحلهاي شناور
نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 9:46 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

آري زندگي زيباست
زندگي آتشگهي ديرينه پابرجاست
گر بيفروزيش
رقص شعله اش در هر كران پيداست
ورنه:
خاموش است و
خاموشي گناه ماست...
سياوش كسريي
نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 9:42 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
برای شفای تمام بیماران یک صلوات بعد هم یک نظر بده
آی آدمها
که بر ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفر در آب دارد می سپارد جان
یک نفر دارد که دایم دست و پای میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید
آن زمان که مست هستید از خیال دست یازیدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتید دست ناتوانی را
برگرفته از http://ouldouz.blogfa.com
نوشته شده توسط حجت در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 ساعت 12:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نامه پر از گلايه 
نامه ي توچقدر زيبا بود (2)
هر خطش را سه مرتبه خواندم
بعد آن را به روي يك دفتر، تا نخورده قشنگ، چسباندم.
نامه ي توچقدر خوش بو بود،
بوي گلهاي رازقي مي داد.
حرفهايت هنوز هم طعم عطر پائيز عاشقي مي داد.
گفته بودي عجيب دلتنگي، دل من هم برايت تنگ است،
پيش من هم غروب غمگين است، 
پيش من هم طلوع كمرنگ است.
خوشم آمد چقدر دانائي، حالي از حال من نپرسيدي، 
ولي از پشت قاب دلتنگي، زردي ام را چه زود فهميدي.
ياس زرد دو خانه آن ور تر داشت ديشب تورا دعا مي كرد،
تشنه بود و نبودي و او داشت التماش پرنده ها مي كرد.
گفته بودي ز غيبت باران، باز هم درد مشترك داريم
تا بخواهي شقايق تشنه، گل سرخ پر از ترك داريم.

دوريت كار دست من داده،
فاصله كه ميان ما كم نيست،
هيچ كس روزگار و اقبالش مثل ما بينشان مبهم نيست،
فكرت اينجا ميان گلدان است، جلوي چشم آرزو هايم.

تو خودت را جاي من بگزار (2)
تو دلت سوخت من چه تنهايم.
سالها ميشود كه با عكست تو اين شهر زندگي كردم.
با يكي دو تماس كوتاهت ماه ها رفع تشنگي كردم
ولي آخر چقدر بنشينم.
نامه اي ، حرف روشني ،چيزي.

گل خشكي ميان اين كاغذ كه به آن وعده اي بياويزي،
بنويس از خودت از اين نامه. 
دو سه خط ، مختصر،فقط به بفرست.
فقط اين بار خواهشي دارم عكس تازه براي من بفرست.(2) 
نوشته شده توسط حجت در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 9:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
حيدري: كاري ميكنيم كه استقلاليها محو شوند
نوشته شده توسط حجت در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 12:1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
ناصر حجازی سرمربی استقلال با عنوان سرمربیگری تیم فوتبال استقلال، 4 بار به مصاف پرسپولیس رفته است و در این چهار دیدار هیچ گاه برنده نبوده است. البته «ناصر خان» این فصل هم صدای همه را در آورده است. از پیشکسوتان خود استقلال گرفته که می گویند استقلال تکلیف خود را نمی داند تا هوادارانش که در ورزشگاه بازیکنان را مورد خطاب قرار میدهند. البته بازیکنانی که اگر یادشان باشد به خریدشان می بالیدند. از آن طرف مربی پیشین استقلال، پرویز مظلومی چندی پیش اظهار داشت، «12 گل برای 8 بازی فاجعه است». به نظر می رسد کادر فنی از گذشته اش چیزی نیاموخته و نمی خواهد بیاموزد. گذشته را در زیر می خوانیم:
نوشته شده توسط حجت در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 11:55 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

از راست ایستاده:صادقی - یوسفی - (نشناختم)- فکری- رحمتی - علی زاده
از راست نشسته:اکبر پور- مجیدی- انصاریان- منصوریان- بائو
نوشته شده توسط حجت در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 11:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
یک سری عکس جیگر برای وب نویسان در ادامه مطلب
نوشته شده توسط حجت در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 8:41 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
شهادت مولای متقیان. اولین اختر تابناک اسمان بر تمام شیعیان تسلیت باد





نوشته شده توسط حجت در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 5:23 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
به خاطر كمبود فضا د ادامه مطلب عكس ها را جا دادم

نوشته شده توسط حجت در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 ساعت 2:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
یک سری عکس تو ادامه مطلب بهتر ببینید

امان از این فضای محدود
نوشته شده توسط حجت در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 ساعت 2:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام
نام:حجت
سن:19سال
امیدوارم بهترین لحظاتتان را در وبلاگ من سپری کنید
با تشکر مدیریت وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY