تبليغاتX
 SMOOCH

آلبوم جدید و فوق العاده زیبای سیاوش قمیشی به نام رگبار .

آلبوم جدید و فوق العاده زیبای سیاوش قمیشی به نام رگبار . با 2 کیفیت متفاوت ...

 با 2 کیفیت متفاوت ...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حجت در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 7:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عكس خنده دار


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


علایم عاشق شدن مردها

علایم عاشق شدن مردها

ژست
 دستش را به طرف گلويش برده و كراوات خود را صاف ميكند
 يقه اش را ميزان ميكند
 گرد و غبار فرضي روش شانه هايش را ميتكاند
 آستين، پيراهن و لباسهاي ديگر خود را مرتب و صاف ميكند
 موهايش را مرتب ميكند
 

 قلاب كردن شست در كمربند
7- اين عمل به معناي ابراز و بيان قدرت و صلابت مردانگي بوده و فرد سعي در نشان دادن قدرت و توانگري خود ميكند.

حالت بدن
وضعيت بدن يك نشانه است، اگر او علاقمند باشد، به سمت شما قرار خواهد گرفت. اگر در حال نشستن پايش به سـمت شما اشاره نمايد، اين يك علامت خوب خواهد بود.

خيره شدن
خيره شدن به شما حتي چند ثانيه بيشتر از حد لزوم، همراه گشاد كردن چشم ها به معناي نشان دادن چراغ سبز است.

نگاه معني دار
دست به كمر ايستادن
اين حالت ايستادن براي بزرگتر جلوه نمودن و ابراز آمادگي براي گرفتاري و درگيري است


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


مراحل تکامل عشق

مراحل تکامل عشق


عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:

مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است:

1- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو مرحله تقسيم بندي ميگردد:

* مجذوب شدن فيزيكي :
هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.

* مجذوب شدن عاطفي :
هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.

همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.

2-دلربايي
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:

دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
* دلربايي خود خواهانه :*
هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.

* دلربايي خالصانه : * هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.

دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.

3- مرحله هوس-اشتياق مفرط
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.

4- مرحله صمیمیت
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.

5- مرحله تعهد
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:36 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


هميشه دوستت دارم

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:14 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سهراب سپهري

جهنم سرگردان

شب را نوشيده‌ام .
وبر اين شاخه‌هاي شكسته مي‌گريم.
مرا تنها گذار
اي چشم تبدار سرگردان!
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پرپر كنم.


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


زجر، من بودن

دشت خواب با كوه هاي
آبي ، نه شعري نه
ميلادي
طلوعي بود كه  مغربش
گريه ميكرد
ستاره ها دل نداشتند كه
بخوابند
سوخته حتي خاكستر دشت
ستون ستون، حرمت ِ
احساس بي ريشه گي
قدم قدم، درد ِ بي
همخونان
بغض بغض زجر ِ من بودن


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


چند بيت شعر پر معنا...

اگر لذت ترك لذت بداني
دگر شهوت نفس لذت نخواني


۝ از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد

۝ عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل

۝ روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب
روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام

۝ ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا
از سر برون نمي‌رود اين آرزو مر

۝ گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

۝ آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد

۝ توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم
توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم

۝ هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد

۝ نيازارم ز خود هرگز دلي را
كه مي ترسم در آن جاي تو باشد

۝ گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست
فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم

۝ گرچه میدانم نمي‌آيد،ولي هردم از شوق
سوي درمي‌آيم و هرسو،نگاهي میکنم

۝ از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين اتش عشق است نسوزد همه كس را

۝ آورم پيش تو از شوق پيام دگران
گويمت تا سخن خويش به نام دگران

۝ من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

۝ گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

۝ غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي
دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي

۝ گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند
حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

۝ گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نيست بگو راست بگو

۝ صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط
تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط

۝ گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم
هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم

۝ غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر
شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

۝ دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست
آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست

۝ زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم
چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم

۝ تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

۝ بشنو از ني چون شكايت ميكند
از جداييها حكايت ميكند

برگرفته از:http://www.loo3.com


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سکوت

گفتی سالهای سرسبز صنوبر را فدای فصل سرد فاصله ی مان نکن

 

من سکوت کردم ...

 

 گفتی یک پلک نزده ، پرنده ای پندارمت که از بام خیال تو خواهد پرید

 

 من سکوت کردم ...

 

گفتی هیچ ستاره ایی دستاویز تو در این سقوط بی سرانجام نخواهد شد

 

 من سکوت کردم ...

 

 گفتی دوری دستها و همکناری دلها تنها راه رها شدن است

 

 من سکوت کردم...

 

گفتی قول می دهم هرازگاهی چراغ یاد تو را در کوچه ی بی چنار و چلچله روشن کنم

 

من سکوت کردم ...

 

گفتی سکوت همیشه علامت همسویی ما بود! من سکوت کردم...

 

سکوت کردم

 - اما -

دیگر نگو که :

 

 هق هق ناغافلم را از آنسوی صراحت سیم و ستاره نشنیدی ...


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:5 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


از خدا خواستم

از خذا خواستم

من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا   لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 10:1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


آخرين لحظه ي ديدار

آخرين لحظه ي ديدار

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 9:58 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


عشق یعنی....

عشق یعنی مستی دیوانگی  

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

                عشق یعنی اشک حسرت ریختن                 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن  

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 9:53 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


مهماني دريا

نفس باد پر از بوی تو بود
تو كه از رهگذر آينه‌ها می‌گذري
تو كه رواندازت
ململ نقره‌ای مهتاب است
تو كه در چشمكِ پرشيطنت ستاره پنهان بودی
هرچه می‌خواست خدا
آن بودی
تو كه می‌خنديدی
قفل‌ها وامی‌شد
باغ پيدا می‌شد
هرچه خط بود به مهمانی دريا می‌رفت
خزه دريا می‌شد
وكتاب
كه فرو می‌مرد
از دانش بی‌حاصل خويش
به سرانگشتِ مسيحای تو بينا می‌شد
حرف تو است
تو كه می‌خنديدی
سبد بخشش خورشيد پر از سيب طلايی می‌شد
من همه ما
ما همه من
من پر از وسوسه‌‍‌ی بی من و مايی می‌شد
حرف تو است
تو كه از رهگذر آينه‌ها می‌گذري...

شاعر: مريم مشرّف
از كتاب: ساحل‌هاي شناور


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 9:46 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


زندگي زيباست

آري زندگي زيباست

 

زندگي آتشگهي ديرينه پابرجاست

 

گر بيفروزيش

 

رقص شعله اش در هر كران پيداست

 

ورنه:

 

خاموش است و

 

 خاموشي گناه ماست...

                                           سياوش كسريي


 

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 9:42 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


الهی به امید تو

                         برای شفای تمام بیماران یک صلوات بعد هم یک نظر بده

آی آدمها

که بر ساحل نشسته شاد و خندانید

یک نفر در آب دارد می سپارد جان

یک نفر دارد که دایم دست و پای میزند

روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید

آن زمان که مست هستید از خیال دست یازیدن به دشمن

آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید

که گرفتید دست ناتوانی را  

برگرفته از  http://ouldouz.blogfa.com


 

نوشته شده توسط حجت در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 ساعت 12:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


رقص

                                          


 

نوشته شده توسط حجت در جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 1:7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


گلايه نامه

نامه پر از گلايه

نامه ي توچقدر زيبا بود (2)

  هر خطش را سه مرتبه خواندم

بعد آن را به روي يك دفتر،  تا نخورده قشنگ، چسباندم.

 

نامه ي توچقدر خوش بو بود،

  بوي گلهاي رازقي مي داد.

  حرفهايت هنوز هم طعم عطر پائيز عاشقي مي داد.

 

گفته بودي عجيب دلتنگي، دل من هم برايت تنگ است،

 پيش من هم غروب غمگين است،

پيش من هم طلوع كمرنگ است.

 

خوشم آمد چقدر دانائي، حالي از حال من نپرسيدي،

ولي از پشت قاب دلتنگي، زردي ام را چه زود فهميدي.

 ياس زرد دو خانه آن ور تر داشت ديشب تورا دعا مي كرد،

 تشنه بود و نبودي و او  داشت التماش پرنده ها مي كرد.

 

گفته بودي ز غيبت باران، باز هم درد مشترك داريم

تا بخواهي شقايق تشنه، گل سرخ پر از ترك داريم.

 دوريت كار دست من داده،

 فاصله كه ميان ما كم نيست،

 هيچ كس روزگار و اقبالش مثل ما بينشان مبهم نيست،

فكرت اينجا ميان گلدان است، جلوي چشم آرزو هايم. 

  تو خودت را جاي من بگزار  (2)

  تو دلت سوخت من چه تنهايم.

  سالها ميشود كه با عكست تو اين شهر زندگي كردم. 

 با يكي دو تماس كوتاهت ماه ها رفع تشنگي كردم

ولي آخر چقدر بنشينم.

 نامه اي ، حرف روشني ،چيزي.

 گل خشكي ميان اين كاغذ كه به آن وعده اي بياويزي،

  بنويس از خودت از اين نامه.

دو سه خط ، مختصر،فقط به بفرست.

فقط اين بار خواهشي دارم عكس تازه براي من بفرست.(2) 


 

نوشته شده توسط حجت در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 9:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


حافظا

 


 

نوشته شده توسط حجت در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 9:25 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سخن چندی از بازی کنان

حيدري: كاري مي‌كنيم كه استقلالي‌ها محو شوند

عباس آقايى: يك گل سرخ به استقلالى ها تقديم مى كنم
آشوبي:بعضي ها هنوز قدرت ما را باور نكرده اند
باقري:هواداران فقط با قهرماني راضي مي‌شوند
واعظي: كار رودباريان تا اينجا خوب بوده است
كاويانپور: اين نيكبخت، ستون پرسپوليس است
خرسندي:همه پرسپوليس را برنده دربي مي‌دانند
پیروانی: اين 20 امتياز نقطه عطف پرسپوليس است


 

نوشته شده توسط حجت در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 12:1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


حجازی و 25 سال ناکامی برابر پرسپولیس

ناصر حجازی سرمربی استقلال با عنوان سرمربیگری تیم فوتبال استقلال، 4 بار به مصاف پرسپولیس رفته است و در این چهار دیدار هیچ گاه برنده نبوده است. البته «ناصر خان» این فصل هم صدای همه را در آورده است. از پیشکسوتان خود استقلال گرفته که می گویند استقلال تکلیف خود را نمی داند تا هوادارانش که در ورزشگاه بازیکنان را مورد خطاب قرار میدهند. البته بازیکنانی که اگر یادشان باشد به خریدشان می بالیدند. از آن طرف مربی پیشین استقلال، پرویز مظلومی چندی پیش اظهار داشت، «12 گل برای 8 بازی فاجعه است». به نظر می رسد کادر فنی از گذشته اش چیزی نیاموخته و نمی خواهد بیاموزد. گذشته را در زیر می خوانیم:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حجت در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 11:55 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


قرمزته

 

از راست ایستاده:صادقی - یوسفی - (نشناختم)- فکری-  رحمتی - علی زاده

از راست نشسته:اکبر پور- مجیدی- انصاریان- منصوریان- بائو


 

نوشته شده توسط حجت در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 11:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


smooch


 

نوشته شده توسط حجت در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 8:49 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


یک سری عکس جیگر برای وب نویسان

یک سری عکس جیگر برای وب نویسان در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حجت در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 8:41 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


همین جوری

 


 

نوشته شده توسط حجت در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 7:26 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


الهی هیچکدومتون مثل اینها نشین

 

 


 

نوشته شده توسط حجت در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 7:9 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


گذشت

 


 

نوشته شده توسط حجت در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 5:51 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سری سوم

 


 

نوشته شده توسط حجت در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 5:32 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


اسلام علیک یا مولا علی

شهادت مولای متقیان. اولین اختر تابناک اسمان بر تمام شیعیان تسلیت باد


 

نوشته شده توسط حجت در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 5:23 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سري عكس 2

به خاطر كمبود فضا د ادامه مطلب عكس ها را جا دادم 

 
 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حجت در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 ساعت 2:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سري عكس 1

یک سری عکس تو ادامه مطلب بهتر ببینید

امان از این فضای محدود 

ادامه مطلب


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حجت در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 ساعت 2:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting


www.irLearn.com


onLoad and onUnload Example

http://mohandes-computer.blogfa.com